تبلیغات
غم تنهایی - مطالب خرداد 1394

لینک


بکلینک|ارزان|ارزون | بکلینک دائمی | بک لینک



شاید شما هم به این فکر افتاده ایم که چرا رقبا در صفحه اول گوگل هستند ولی ما نتوانسته ایم به صفحه اول گوگل برسیم؟

شما با کمک بک لینک های ما می توانید به صدر نتایج سعود کنید.
با خرید بک لینک ارزان و نیز خرید بک لینک دائمی می توانید خیال تان را از بایت پشتوانه سایتتان راحت کنید و به سمت نتایح اول موتور های جستجو حرکت کنید.
البته نکته تاثیر گذار غیر از بکلینک ارزان و بکلینک دائمی بحث رپرتاژ آگهی  و لینک بیلدینگ است که از اهمیت خاصی در الگوریتم گوگل برخوردار است.
در رپرتاژ اگهی شما یک متن اختصاصی در سایتهایی که دارای اتوریتی بالایی هستند قرار می دهید و این باعث میشه که گوگل سایت شما رو سایت مرجع شناسایی کند و  در نتایج بالا بیایید.   



ادامه مطلب
[ جمعه 22 خرداد 1394 ] [ 12:53 ب.ظ ] [ امید جهانشاهی ]

ماشین!

اعتراف می کنم من هیچ وقت "هیچ وقت" پشت ماشین سوتی ندادم؛ مثلا ماشین خاموش کنم، تو دنده روشن کنم و از این چیزا...
همین چند روز پیش در حال رانندگی اومدم فرمون رو بپیچونم برم تو کوچه که یهو دستم از رو فرمون سُر خورد، هل شدم!
اومدم فرمونو بگیرم دوباره، دستام به هم گره خورد!
دستم خورد به برف پاک کن!
زد تو ترمز ماشین خاموش شد!
اومد ماشینو روشن کنم، یه متر ماشین پرید هوا، خورد به ماشین جلویی که پارک بود!
ماشینو روشن کردم زدم دنده عقب کلاج رو خوب نگرفته بودم، گفت: خخخخخخخرررررررررررت!!!
در آخر زدم دنده عقب افتادم تو جوب!!!
.
تمام این اتفاقا فقط در عرض 30 ثانیه بود!
.
هرچی تا به حال آبرو داری کرده بودم و قاشق قاشق آبرو جمع کردم و سوتی نداده بودم چند ساعت پیش همش دود شد رفت هوا!!


ادامه مطلب
[ دوشنبه 4 خرداد 1394 ] [ 09:19 ق.ظ ] [ امید جهانشاهی ]

تاکسی

من بیشتر وقتا با تاکسی میرم دانشگاه حالا یه روز بابام مهربون شد و سوییچ ماشینشو داد گفت با ماشین برو , خلاصه ما ام ماشینو ورداشتیم و خوشحال رفتیم دانشگاه ولی از اونجایی که به ماشین بردن عادت نداشتم موقع برگشت یادم رفت ماشین آوردم با تاکسی برگشتم خونه . فردا صبحش که بابام اومد بره سر کار رفت تو پارکینگ دید ماشین نیست دادو بیداد که ماشین و بردن حالا همه همسایه هام جمع شدن می خوان زنگ بزنن پلیس . من هم شدید ناراحت که یهو یکی از همسایه ها گفت البته من ماشینتونو از دیروز تا حالا ندیدم اینو که گفت فهمیدم که چه گندی زدم حالا مگه روم میشه بگم ماشین کجاست خلاصه بعد اینکه با کلی خجالت قضیه رو گفتم بابام کلا ازم قطع امید کرد خودمم یه جوری رفت و آمد می کنم که هیچ کدوم ار همسایه ها رو نبینم

برچسب ها: امید،
ادامه مطلب
[ دوشنبه 4 خرداد 1394 ] [ 09:18 ق.ظ ] [ امید جهانشاهی ]

کامپیوتر

امروز سر کلاس استاد کامپیوتر ازم پرسید توی ورودی خروجی ها یه فیلیپ فلاپ داشتیما ! اسمش چی بود ؟!
جواب دادم والا استاد به اسم نمیشناسمش به قیافه می شناسم !! :o 
یعنی خودمم نفهمیدم چی گفتم !! والا بخدا ! توقعاتی از آدم دارن !


ادامه مطلب
[ دوشنبه 4 خرداد 1394 ] [ 09:18 ق.ظ ] [ امید جهانشاهی ]
خرید بک لینک | خرید بک لینک